اصلن آهنگ فریاد زیر آب داریوش شروع میشه سوزش معده م بدتر میشه .. با هر تیکه از آهنگش داستان دارم.
عاطفه پی ام داده میگه بیا ببینمت ، دق کردم، فک میکردم قهره باهام خوشال شدم.
نمیزاره پست بنویسمااا ، هی حواسم پرت میشه
ضيافتهاي عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق .. براي گم شدن دریا
همین موقع ها بود سال 90 ، سال 89 .. تنها تفاوت این بود که سال 89 تو اوج غصه ، تو اوج توهینی که محمد بهم کرد و بهم زد بود که دوباره برگشت ، همین موقع ها بود همدیگه رو دیدیم .. همین موقع ها بود .. یادمه یه بار گوشیم آنتن نداده بود زنگ زده بود قرار بزاره بریم نمایشگاه کتاب ، نتونسته بود پیدام کنه تنهایی رفته بود .. همون موقع که میگفت رفتم شمال گوجه سبز ریز ترش چیدم واست میارم .. چه میدونستم دو هفته بعدش میره تا ابد ..
چه در يايي ميان ماست .... خوشا ديدار ما درخواب
چه اميدي به اين ساحل ..... خوشا فرياد زير آب
همین موقع ها بود سال 90 .. وقتی تو کافه دیدمش ، ایندفه فرق داشت با پارسال ، قیافه ش زیاد تو ذهنم نبود ، وفتی دیدمش نمیتونستم چشم ازش بردارم ، ناخودآگاه هی بهش نگاه میکردم ، همون موقع ها بود اومدم خونه آهنگ پلی کردم : اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم ، اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر کنم ..
16 اسفند 90 خوابشو دیدم ، تا اون موقع خواب به این واضحی ندیده بودم ، چقدر بهم ریختم ، چقدررر .. آخه امروز دفترمو برداشتم یدفه دیدم نوشتم 16 اسفند : خواب پارادوکس رو دیدم، امروز دوباره اون خواب و اون حس قشنگش تو ذهنم مرور شد .. خوشا دیدار ما در خواب ..
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن .... خوشا از عاشقي مردن
انقدر فکر کردم و ریختم تو خودم ، انقدر دفترهامو دیدم که صفحه به صفحه اسمتو روش نوشته بودمو نگاه کردم یدفه مریض شدم، اما این دفه مریض روحی نه ، کل سیستم بدنم بهم ریخت.. سوزش معده ی شدید .. همه دکترا میگفتن بخاطر استرس و اعصابه .. یادته چقدر بهم استرس میدادی ؟ 1 هفته نتونستم هیچی بخورم ، آخرشم رفتم بیمارستان زیر سرم .. این مریضی از بهمن 90 شروع شده تا الان که 30 فروردینه ..
الانم که دارم اینو مینویسم معده م داره آتیش میگیره ..
دوستت داشتم ..
اگر خوابم اگر بيدار .... اگر مستم اگر هوشيار
مرا ياراي بودن نيست .... تو ياري كن مرا اي يار
دیگه دوری خیلی داره بهم فشار میاره ، میخوام ببینمت ، نه از رو دوست داشتن .. حرف دارم باهات فیس تو فیس .. نه چت ، نه ایمیل .. راستی این پسره رمضانی صداش تو رو یادم میاره ..
تو اي خاتون خواب من ... من پربسته را در ياب
مرا همخانه کن تا صبح ...نوازش کن مرا تا صبح
من نمیتونم باهات باشم مسی .. تو محدودیت داری
هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود
اون خواب که دیدم 16 اسفند .. قابل توصیف نیست .. اصلن نمیخوام واردش بشم ..
نه از دور و نه از نزديك .... تو از خواب آمدي اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق ..... مرا آتش زدي اي عشق
مرا آتش زدی ای محمد خان ..
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن .... خوشا از عاشقي مردن
باهات حرف دارم
No comments:
Post a Comment