Saturday, April 7, 2012

خودم تنها ، تنها دلم

هدفون رو گذاشتم تو گوشم هایده داره داد میزنه :
تو هم برو ای بی وفا
مبر بر لب نام مرا
دل تنگم بیگانه شد
نمیخواهد دیگر تو را
نشان من دیگر مجو
حدیث دل دیگر مگو
دلم شکسته زیر پا
نمیخواهد دیگر تو را ، نمیخواهد دیگر تو را..

داشتم جزوه مدار منطقی رو ورق میزدم ، رسیدم به دو صفحه از پراگ نوشتامون، همش واسه سال 89ه میرفتیم دو تایی تنها و دپ میشستیم رو میز گوشه‌ی بار، یه کاغذ در میاوردیم، چند خط من چند خط اون .. هرچی تو فکرمون بود مینوشتیم، جواب همدیگه رو میدادیم.. کم کم واسه‌مون شد عادت هر وقت میرفتیم پراگ سریع یه کاغذ درمیاوردیم مینوشتیم،اسمش هم شد پراگ نوشت .. تو تموم پراگ نوشت‌ها اسمت هست،تو تموم دفترهام اسمت هست .. هرجارو میبینم یه پارادوکس نوشته شده..

من هنوزم بهت فکر میکنم پارادوکس ، هر روز ، هر ثانیه بهت فکر میکنم .. میگم یک سال گذشت و من هنوز دارم بهت فکر میکنم . فکر میکنم شاید سال دیگه وقتی که دارم بهت فکر میکنم با خودم فکر کنم که دارم بهش فکر میکنم. میبینی؟‌ هر کاری که بکنم از دوم شخصی نمیفتی و من حتی نمیدونم تا کی باید صبر کنم که سوم شخص شی..
شاید باور نکنی هر وقت که میرم بیرون بین آدما دنبالت میگردم، انگار که باهات قرار دارم همش چشمم اینور اونو دنبال قیافه‌ت میگرده ..
مگه تصویرت تو پراگ یادم میره .. وقتی بهت زده اومدم خونه اولین آهنگی که تو کامپیوتر بود رو پلی کردم، آهنگ هژیر مهرافروز اومد .. وقتی داد میزد : اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم؟ .. اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر کنم .. بغض گلومو گرفته بود،تصویر اون لحظه که چشم تو چشم شدیم هک شد گوشه‌ی مغزم ..
من از اون موقع دیگه پراگ نرفتم .. کی بود ؟ اردیبهشت 90 ، دیگه داره تقربن 1 سال میشه .. دیگه پامو اونجا نزاشتم چون تو رو یادم میاورد ..
سینما آزادی ، آخ ... اولین بارم بود میومدم اونجا ، اونم بخاطر فیلم درباره الی .. فیلم تموم شد اومدیم پایین مسیر رو اشتباه رفتیم ، دوباره برگشتیم، انگار قسمت بود ببینمت .. باز هم چشم تو چشم شدیم .. این بار باز من تنها بودم اما تو یه با یه دختر بودی .. چقدر سعی کردم سریعتر ازتون رد شم که نبینمت .. یک لحظه اونقدر سردرد شدید گرفتم که همون گوشه‌ی خیابون داشتم بالا میاوردم ، رفتم نشستم تو ایستگاه اتوبوس .. انقدر رفتنت رو نگاه کردم که دیگه از جلو چشمام محو شدی .. اومدم خونه بغض داشتم، از سر درد بالا آوردم ، یه قرص خوردم رفتم بخوابم اما باز قیافه ت تو سرم رژه میرفت ، وقتی سرت تو موبایلت بود یهو آوردی بالا چشم تو چشم شدیم ..
آخ محمد .. نمیدونم چی بگم..دیگه ازت متنفر نیستم، اما هنوز نبخشیدمت .. هنوز دارم تاوان دوست داشتنت رو پس میدم،هزار تا مرض گرفتم که هر کدوم فقط یه دلیل داره اونم افسردگی .. تو اگه منو بازی نمیدادی شاید هیچ وقت این اتفاقا پیش نمیومد ، شاید همیشه این عشق یه طرفه میموند ..
دروغ چرا ، دلم تنگته .. خیلی، یه زمانایی گودر بود حتا یه شر آیتمت هم خبر سلامتی بود واسه من .. اما خیلی وقته گودر نیست، من شماره ت رو پاک کردم .. چند ماه شده بیخبرم ؟ 6 ماه ؟ خوبی ؟ به چیزایی که میخواستی رسیدی ؟ ..


تو رفیق نا رفیق چه بد شدی ای وای
خونه اتیش زدن و بلد شدی ای وای
برو که بی حقیقتی ، تو قلب من جات نیست
اونقد از تو دور شدم که دیگه پیدات نیست
اونقد از تو دور شدم که دیگه پیدات نیست
اونقد از تو دور شدم که دیگه پیدات نیست
اونقد از تو دور شدم که دیگه پیدات نیست

No comments:

Post a Comment